محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
112
آثار عجم ( فارسى )
روشندل . در بلدهء مذكوره ، تحصيل علوم نموده ، گويند با شمس الدّين تبريزى در چلّهخانهيى « 1 » ، رياضات مىكشيدهاند و عراقى ، ارادت به شيخ بهاء الدّين زكرياى ملتانى داشته و خليفهء او بوده ؛ [ و ] نوشتهاند قرآن را تمام حافظ و به لحنى مىخوانده كه اهل همدان ، فريفتهء او بودند ؛ وفاتش سنهء 688 هجرى است ؛ قبرش در دمشق نزديك مقبرهء محى الدّين عربى « 2 » ، اتفاق افتاده ؛ ديوان اشعار دارد و كتاب لمعات از تصنيفات اوست . عطّار ( 50 ) نامش محمّد ؛ لقبش فريد الدّين ؛ كنيتش ابو طالب ؛ مولدش شهر نيشابور [ 72 f ] و رتبهاش عالى ؛ مشربش صافى ؛ جامع فضايل ؛ حاوى خصايل ؛ ارادتش به شيخ مجد الدّين بغدادى « 3 » . صاحب ثروت « 4 » و مكنت « 5 » بوده ؛ گويند دواخانهاى مخصوص ساخته ، بيماران را هر روز دوا مىداده و ظاهرا خود معالجه مىكرده كه از علم طبّ نيز بهره داشته . در يكى از مثنويات خود فرموده : به داروخانه پانصد شخص بودند * كه در هر روز نبضم مىنمودند و در فضلش همين بس است كه مولوى جلال الدّين رومى ، در حقّ او اشعارى گفته ؛ از آن جمله است : هفت شهر عشق را عطّار گشت * ما هنوز اندر خم يك كوچهايم شيخ محمود شبسترى ، در گلشن راز فرموده : مرا از شاعرى خود عار نايد * كه در صد قرن چون عطّار نايد اشعار شيخ عطّار را زياده از صد هزار بيت ديدهاند و عدد كتبى كه نثرا و نظما تصنيف
--> ( 1 ) . سابقا مذكور شد كه آن جايى است كه مرتاضان براى ذكر و فكر ، چهل روز در آنجا خلوت گزينند . ( 2 ) . محمّد بن على از اهل اندلس است و او را شيخ اكبر گويند . ( 3 ) . و هو ابو سعيد شرف الدّين مؤيّد ؛ در سنهء 606 شهيد شده است . ( 4 ) . ثروت بالفتح ، بسيارى مال و توانگرى . ( 5 ) . بالضم ، ايضا توانگرى و به معنى قدرت آمده .